تبليغاتX
اندیشه جوان

اندیشه جوان

" اندیشه پشتوانه ای بزرگ در سراسر زندگی بشر است "

داستان ديوانگی وعشق

 

زمان هاي قديم ، وقتي هنوز راه بشر به زمين بازنشده بود . فضيلت ها و تباهي ها دور هم جمع شده بودند.

ذكاوت گفت بياييد بازي كنيم، مثل قايم موشك !

ديوانگي فرياد زد: آره قبوله من چشم مي زارم !

چون كسي نمي خواست دنبال ديوانگي بگردد، همه قبول كردند.

 

ادامه ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1384ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 

ای عبيد اين گل صد برگ بر اطراف چمن        هيچ دانی ، كه سحر گاه چرا می خندد؟

بــــا وجود گـــــره غنچه و دلتــنگی او             حكمتي هست ، از بـاد صبــا می خندد

چون ثـــبات فلك و كار جهان می بينـــد            به بقای خود و بـــر غفلت ما می خندد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط مهدی  |